پابرهنه تا صبح

جاده ای پر از بهار و عطر یاس

تموم شد:) علت قشنگ ترین اشک های این سه ساله

از روز بعد آزمونم شبی‌ نبوده که خواب محاسبه تراز و رتبه ندیده باشم. خیلی جدی مسئله حل می کنم و جواب گزینه ها بعد بیداری هم تو یادم هست. وقت کراتین و رنگ مو گرفتم از حالا برای آخر ماه. این اولین باری که طی چهار پنج سال تجربه وبلاگ نویسی پیوسته، با موبایل تایپ می کنم. احساس عجیبی که دوستش ندارم. مثل اینکه با آقای استاد تا لبه گیس و گیس کشی همدیگه هم پیش رفتیم و آخرسر گفتم دوست دارم بزنمت. می‌شه؟ امشب شب اجراست و من دورم از تهران. هیچ کس بهتر از اون از عهده مهار پیانو برنمیاد. از خودم می پرسم پس چرا اینقدر علاقه دارم به پرت و پلا نویسی. جوابی ندارم. 

در جوار پسردایی و بستنی عروسکی. دیروز.. جشن فارغ التحصیلی مسخره مدرسه و گل های رز قرمز