پابرهنه تا صبح

جاده ای پر از بهار و عطر یاس

پیش تر این پست خوب ری‌پست کرده بودم در بلاگ. سهوا جای یک مورد از پیش نویس ها پاک شد. از نو می گذارم جهت یادآوری به خودم. هنوزهم درگیرم با فهم نرخ بهره فدرال رزرو. و کوهی از تکالیف بابک به من که انجام ندادم هنوز. می فهمم اما یکهو سوالات بنیادی می زنه به سرم و با aiهم که قهرم جای پیش بردن کار، فکر می کنم. اشتباه دارم. خیلی اشتباه. مثلا آمار سخت می مونه به یادم و یا بعضا به چیزهایی حواسم هست که.. هوف. فکر می کردم اگر رشته ام به این اندازه نامتعارف نمی بود با اونچه که هدف هست برای من، بدم نمیومد اینترنشنال بیزینس بخونم. بگذریم. جمعه شب به صرف شوبرت و یک کلاژ از بهار؟ دوست داشتم دوستانی هم می داشتم و میهمانی چای تدارک می دیدم برای عزیزانم و بعد به ازای همراهی هرکدوم یک شاخه گل آلاله به اون ها هدیه می دادم.

w54624_1500x500.jpg (1500×500)