پابرهنه تا صبح

جاده ای پر از بهار و عطر یاس

وقتی روزی افتابی

کنار پنجره

تماشا نشسته بر ما

کدام دست برای گرفتن عکسی

برای همیشه به چشمانم خیره ماند؟

 

- شعر از کسرا

بهار می گفت حتی اون عکس که انداختم ازت هم ندادی به خودم

ایستاده بودی؛ درست کنار شورلت سفید