پابرهنه تا صبح

جاده ای پر از بهار و عطر یاس

کندل کوفتی بریز اه. از سه ظهر منتظرم تروخدا نوسان این؟ بندری میزنی دورت بگردم چرا. خوابم میاد. خستم خیلی خسته. به بابک می گفتم پس من آلارم می ذارم هر نیم ساعت گفت نمی خواد بگیر بخواب خودم بیدارت می کنم. Collagen powder خالی خالی می خورم از حرص. امیدوارم تا اون موقع که صبح شده و خورشید خانوم نانای می کنه با من اون اتفاق که نباید نیوفتاده باشه. هی بالا پایین پایین بالا دیر دیر و.. خدایا. امروز انبه کاشتم. آوردم گذاشتم گوشه دراورم. چونکه دو صندوق انبه حیف میومد بنظرم برای هربلایی که دلم می خواد سر اون ها نیاوردن. گلدونشم زرد لیمویییی جیغ

-انقده پیج عکاسی توییترم ناناز بلاست که واهای زن بخوااب:* فردا هم می تونی حرف بزنی