پابرهنه تا صبح

جاده ای پر از بهار و عطر یاس

؛

 

- آناستازیا پرنسس موردعلاقه ام بود. و بعد مادربزرگم گم کردم. تو یک شهر از پری ها یا که آسمون.. نمی دونم

هنوز هم فکر می کنم به یک روز از دسامبر

و کسی که آوازمون با اون می خونم