پابرهنه تا صبح

جاده ای پر از بهار و عطر یاس

توی خوابم دوتا خانوم پروانه باهمدیگه رقصیدن و بعد روی به روی هم تعظیم کردن

پروانه خانوم کوچیکه تکونی به بال های تیفانی رنگ خودش داد و با صدای ملوسی(دوبلور کارتون باربی؟) گفت اما فدی! تو من از قصر نجات دادی.

بعدهم حضار محترمه که خانوم های سوسک بودن ایستادن و مقابل اون ها دست زدن

 

دوازده ساعت تمام درس خوندم که امشب هم نخوابم و از شدت اضطراب رویای پروانه ببینم. من به قصر خودم برگردونید