پابرهنه تا صبح

جاده ای پر از بهار و عطر یاس

سرصبحی با اعصاب نشسته می خوندم تو خونه یک صدا: خمینی خمینی ننگ به نیرنگ تو، خون جوانان ما می چکد از چنگ تو. توی خوابم نوه امام با مغز پخش زمین شد:* همونی که آخوند کوچولو شده؟ حنایی بورن موهاش نمی دونم. حالا که عمیق تر فکر می کنم می بینم میشه آدم تو عالم معنا هم خنده اش بگیره جدی.. وای. 


آقای استاد به اتفاق گروهشون اجرای پاپ دارن امشب. با وجود اینکه اگر فقط یک پیانیست در ایران باشه که به تبحر و استعداد اون قسم بخورم می دونم بالاتر از خودش نیست اما هربار و دوباره این موقع از سال.. نگران ترین هستم به شدت هرچه تمام تر. این ها به کنار خوشحالم که امروز تایم تک نوازی نداره و بتهوونی راخمانینفی چیزی نمیبره روی استیج :) البته که سکته می کردم من در اون صورت. ساعت مطالعه ام افت کرده چون نمی خوابم شب ها و درس می خونم. فهمیدم کیفیت خوابم رابطه تنگاتنگی با خوشگلیم داره. یاد اون حرف ایرینا شایک افتادم که می گفت روزانه بالای دوازده ساعت باید بخوابم تا همیشه فرش و هات بمونم. قیافه من این اینجوری بود که.. واا چه خانومی بیکاری جدا

 

Well, my boyfriend's in a band.They think I don't understand The freedom land of the '70s 

خفه شدم از شیک و اسموتی های شیر موز بستنی، نوتلا و قهوه زیباخانم..  


They judge me like a picture book

?By the colors, like they forgot to read