پابرهنه تا صبح

جاده ای پر از بهار و عطر یاس

ساعت پنج صبح امروز خواستم دوش بگیرم و حمام اتاقم طبق معمول همیشه یخچال بود. مجبور شدم با موهای خیس از هال که سرد تر از اون هم بود، کوچ کنم به حمام مامان و بابا. روزهایی که احتیاج به انرژی مضاعف بدنم و بیدار باش چند ساعته به حواس جمع ترین حالت ممکن خودم دارم از حمام سوئدی کمک می گیرم. که ساده هم هست، برعکس آب سرد و این تریپ نسخه های زرد انگیزشی که مخالف اون هام و همیشه هم بودم. اگر آدمی قرار بود با روزانه سر زیر آب سرد فرو بردن و بعد پا روی این پا انداختن در تحت الشعاع بارش ناگهانی ثروت، آگاهی و موفقیت باشه که من از شما لایف کوچ های نامتحرم سوال دارم پس چرا شونصد هزار تا ایلان ماسک در قید حیات، روی زمین نداریم عزیزانم. از حمام سوئدی می گفتم.. اهل توصیه در پابلیک هم نیستم اما اینکار با فرستادن پالس هایی از شوک به سیستم گردش مواد و عصبی شما حتی باوجود کم خوابی و یا خستگی شدید هم می تونه فوق العاده در کیفیت راندمان ادامه روز اثرگذار باشه. به این شکل که آخرین مرحله از دوش گرفتنتون، طی بازه های کوتاه سی ثانیه به سی ثانیه به صورت مداوم و دستی دمای آب عوض می کنید. مهم که اینکار با آب سرد شروع کنید و با آب سرد هم تمام. خود من پنج تا، سی ثانیه انجام میدم معمولا چون میگم هیچ لزومی به روزانه انجام دادن نیست اما در هر صورت بدن به نوبت و با حفاظت باید شیفت شده باشه از این دو دمای سرد و گرم به هم. از زیر دوش آب داغ شیرجه نزنید به دیگری و مویرگ های خونی خودتون پاره نکنید با سکته دادن مغز و یا بالعکس. همین؟ 

 

سرجلسه فکر می کردم به درد کمرم و گیره موهام. با اینکه فرفری بودم اما هم روز خوشگلی بود و هم من. کامنت های خودم دوباره بستم. از اونجا که سلامت روانم از سر راه نیاوردم پس نمی تونم اجازه بدم حرف یک عده یوزر بیکار و بی عار به این راحتی ها موفق به انرژی خواری از من شده باشه. تو راه خونه گپ می زدیم با دوست بابک از آقایون که رقبای عشقی بودند و عشق مدیریت اما. بعد هم بابک درس هایی از نحوه گردش مالی خزانه داری آمریکا گوشزد کرد و با چشم های خسته تر سر تکون دادم فقط گفت نمی خوای بستنی بخرم برات؟ گفتم نه گل بخر برام. 

-قیافه ام بعد دیدن دلتا ایکس فرمولا تراز شدت صوت :