پابرهنه تا صبح

جاده ای پر از بهار و عطر یاس

شراب نه ولی شیرکاکائو خوردنم من یاد تو می اندازه. هنوزم فکر می کنم بیخودی با خودم نوشته هام می خونی، عکس های دوربینم می بینی، صدای آوازم می شنوی و به روم لبخند نسیه می پاشی. خب آخه منم تنگ می شه دلم برای دوستم که خوابیده، چندماهه؟ تو رختخواب مخمل آبی نه ولی زیر خاک سرد و غمین.