پابرهنه تا صبح

جاده ای پر از بهار و عطر یاس

نگاه کردن به این کرم دراز باریک رونده، ورود به ناحیه شکمی اون و بعد قدم زدن میون انبوهی از باکتری های گمراه عجول، بعضی مفید و عده ای نامفید.. تو رو به یاد من میاره. مثل اون نقاشی بادوم پفکی که اسمش بود،، امم.. روحی در مترو؟ دسته گل جدید کالکشن لیلیوم وشه نشون دادم به بارانک و گفت بهار این گل ها شبیه به خودتن. توهم بنفش ملایمی و ناز. بادی که میخوره تو صورتم، قلقلک گره موهام پشت گردن و پنجره پایین ماشین. بلندی صدای آواز برانیگان و همراهی من با چشم بسته، که می خونم  In the day nothing matters It’s the night time that flatters  

فهمیدم پسری که ثانیه وار تلاش کرده برای بدست آوردنت؛ بازهم تکرارش می کنه. تو خسته راهی و لوس. اون هنوزهم مصمم و در تلاش