پابرهنه تا صبح

جاده ای پر از بهار و عطر یاس

نیمه شب گوش می دادم به صدای خروپف تو، خوابیده بودی. دست هات از زور ساعت ها تمرین پیانو که روز جمعه داشتی مشت بودن و چشم هات خیس. من تو قلبم نور داشتم و یک دشت از اقاقی ها. بلندی مژه هات رنگین کمون و عطر وانیل پیراهنت، موج بود.. رقص موج تو آغوش باد صبا. تو توی آغوش من آروم گرفته بودی. متین بودی، باوقار و همیشه سبز. هستی هنوزهم.