قصه از کجا شروع شد
بهار.، | 03:09 1405/6/16 | 13 نظر | 12 پسنداز اونجا که زیبا بلاکم کرد. گوشت های قیمه ام نپخت. از نگاه و لبخند موذی هم باشگاهیم بهم. دوتا تاول پاهام. از اونجا که خوشگل بودم مثل همیشه. از زن های خیلی زن. سالگرد فوت کسرا و بعد نوازش صدای آرتوش. از هرشبی که روی مبل هال خوابیدم و می خوابم هنوزهم. از روزی که گل های اتاقم دیگه زنده نبودن. از اون عصر تابستون وقتی تو پیوی پسر خوشگله فرانسوی حرف می زدم. از هفته ای که بدون پسر خوشگله سر نشد که نشد. از چاک باز پیراهنم و کفش های پاشنه دار ده سانتی. از وقتی عذاب وجدان به خونه در زد و خرخره ام جوید. دست های بابک گرفتم، تو زمین بازی وسط خیابون تو کافه و بابا صداش کردم. از تاب برداشتن موج موهام و قرمز تر شدن اون ها. گفتم که می بوسم تو را.. گفتی تمنا می کنم؟ از اون سیصد میلیون پول موبایل و بسته شدن حساب های صرافی. از اونجا که اشتباه کردم اگر ناخن هام بلند ترمیم کردم. از مزه استفراغ آور ماچا. از وقتی که عادت صبح هام شد با معده خالی قهوه خوردن. از رگال پارچه های دانتل و ساتن. از وقتی چوب راکت تنیسم بنفش بود. از سنگینی گردنبند مادربزگم که دور گردنم بود و هست. از شیدایی، زنانگی، جادو و رقص. از اونجا که به غیر خدای مهربون.. جمهوری اسلامی نامهربون هم بود. از کتاب شعر سیمین؛ گفتی چه می بینی بگو، در چشم پر آیینه ام؟ گفتم که من خود را در او.. عریان تماشا می کنم