پابرهنه تا صبح

جاده ای پر از بهار و عطر یاس

x072424_d951_IMG_0806.jpeg (5127×4284)

 اما من خیلی خوشحالم از این بابت که سیاره ما گل داره و باغِ گل

- لیسیانتوس های ناز سفیدم رو زیبا خریده. رزهای دیگه رو خودم چیدم. تمام دیروز عصر مشغول بودم با هرس بوته ها، تاج گل و دسته گل درست کردن برای میز ناهارخوری، هال و اتاقم. امروز هم پنج صبح بیدار شدم. دیتاکس زعفرون و دارچین تست کردم؛ اینبار بدون اسلایس لیمو و خیار. باز قهوه آسیاب کردم و باز اسپرسو خوردم. بازهم که می نویسم فکر یک شات دوباره افتاده به جونم و حتماام که قصد جونم کرده وگرنه من بمیرم به گمونم با این افت فشار و کم خونی که دارم اگر بیشترتر از این زیاده روی کنم در طی روز

 

می گفتم به زیبا و بابک اون روزها که نبودید من چای هم دم نمی کردم تو خونه حتی. قهوه غم می خوردم فقط. 

بابک می گفت انقدر دوست داری بچه ها رو یعنی بهار؟ سر تکون دادم.

- موسیکی پیشنهادی روز : You can ask the flowers

،،